شهیدی‌فر و معماری یک گفت‌وگوی ملی آرام

در سال‌هایی که گفت‌وگوی عمومی در ایران بیش از همیشه شکننده، پراکنده و متکی بر فضاهای هیجانی شبکه‌های اجتماعی شده، هر تلاشی برای بازسازی یک میدان منظم تبادل نظر معنایی فراتر از خود پیدا می‌کند. برنامه «من ایرانم» در شبکه نسیم، دقیقا بر همین خلأ سوار می‌شود. نه با ادعای روشنفکری، نه با ژست صمیمیت تصنعی بلکه با استفاده از فرم درست.
کد خبر: ۱۵۴۸۷۴۰
نویسنده سیدمجتبی طباطبایی | فعال رسانه
 
فرم در این برنامه فقط ظرف نیست؛ میز کشیده بلند، ویدئووال سراسری، دوربین‌هایی که مهمان را در مقیاس انسانی واقعی نشان می‌دهند و اجرای متین و کنترل‌شده محمدرضا شهیدی‌فر. اینها کنار هم یک میدان می‌سازند، نه یک برنامه. 
در بسیاری از تولیدات تلویزیونی، مهمان‌محوری یا موضوع‌محوری بر فرم غلبه دارد. اما «من ایرانم» برعکس عمل می‌کند. فرم ابتدا برای تو معنا می‌سازد و بعد مهمان در آن معنا قرار می‌گیرد. به‌نظر می‌رسد آن میز کشیده فقط یک طراحی دکور نیست؛ بازنمایی فیزیکی فاصله‌ها و تفاوت‌هاست. مهمان‌ها در فواصل مختلف از مجری می‌نشینند، نه برای ایجاد فاصله عاطفی بلکه برای ساختن آن چیزی که ما سال‌هاست در گفت‌وگوهای عمومی از دست داده‌ایم؛ امکان هم‌نشینی بدون هم‌شکلی. این تصمیم طراحی، اگرچه ساده به‌نظر می‌رسد اما حامل پیام است: اختلاف ‌نظر و تفاوت تجربه، در یک قاب واحد قابل تحمل و قابل شنیدن است. 
نمایشگر دور تا دور استودیو هم همین منطق را ادامه می‌دهد. این دیوار تصویری که بی‌وقفه در تنفس برنامه حضور دارد، دارای دو کارکرد موازی است. از یک‌سو «مرجع واقعیت» است؛ جغرافیا، تصویر، خبر یا نشانه‌های بصری ایران و از سوی دیگر یک «یادآوری» است. گفت‌وگوی ما درباره چیزی بزرگ‌تر از میز و مهمان‌هاست. در زمانی که رسانه اغلب مرز میان سرفصل‌های روز و دغدغه‌های هویتی را مخدوش می‌کند، این نمایشگر، نقش یک خط‌کش بصری است که برنامه را در جای خودش نگه‌می‌دارد. 
اما فرم بدون اجرا، فقط معماری است. اینجا شهیدی‌فر تبدیل می‌شود به رکن سوم این میدان. اجرای او نه پر از هیجان‌های بی‌موقع است و نه به‌دنبال نمایشگری. او مثل یک «تنظیم‌گر» عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد برنامه به‌سمت هیجان سطحی بلغزد و در عین‌ حال نمی‌گذارد فضای رسمی برنامه از نفس بیفتد. تراز او همان چیزی است که به مهمان‌ها اجازه می‌دهد از دایره حرف‌های آماده‌شان بیرون بیایند. این به‌ظاهر ویژگی اجرایی، درواقع یک امتیاز تولید است. برنامه با او «پایداری» پیدا می‌کند؛ حسی که کمبودش در تولیدات رسانه‌ای امروز آزاردهنده است. 
تولید روزبه‌روز برنامه در دوران جنگ، بخش دیگری از هویت آن را می‌سازد. من ایرانم با ضبط روزانه نه صرفا به‌روز می‌ماند بلکه اجازه می‌دهد مهمان‌ها و گفت‌وگوها هر روز با حساسیت‌های جاری جامعه تنفس کنند. این تصمیم تولیدی یک پیام روشن دارد: گفت‌وگو باید زنده باشد تا واقعی بماند؛ و همین «روزآمدی» است که به برنامه اجازه می‌دهد مسائل امروز و دیروز را در قالبی آرام، انسانی و کم‌تنش مطرح کند. چیزی که در مقابل هیجان‌زدگی رسانه‌های آنلاین مزیت رقابتی محسوب می‌شود. 
نکته مهم اینجاست: برنامه به‌طور آگاهانه از تبدیل شدن به تریبون یا میز مناظره اجتناب می‌کند. این انتخاب، نقطه قوت آن است. گفت‌وگوی عمومی لزوما به‌معنای تضارب حاد نیست. گاهی یعنی ساختن فضایی که افراد بدون احساس تهدید بتوانند روایت و تجربه‌شان را بیان کنند. من ایرانم دقیقا در همین محدوده قدم می‌زند؛ گفت‌وگو بدون دعوا، اختلاف ‌نظر بدون شکاف و حس وطن‌دوستی بدون شعار. 
اگر بخواهیم صادق باشیم در سال‌های اخیر کمتر نمونه‌ای این‌چنین دیده‌ایم که هم از نظر فرم، هم از نظر مدیریت گفت‌وگو و هم از نظر پیوند با حال و هوای جامعه، استاندارد قابل دفاعی داشته باشد. من ایرانم اگر دچار نواقصی هم باشد اما به وضوح نشان می‌دهد که جدی گرفته شده است. این جدیت تولید_ از طراحی دکور تا گزینش مهمان و لحن اجرا_ نشان می‌دهد هنوز می‌توان برنامه‌ای ساخت که از سطح سرگرمی صرف بالاتر برود و به یک تجربه اجتماعی تبدیل شود. 
برنامه در نهایت یک کار مهم انجام می‌دهد: یادآوری این‌که میدان گفت‌وگوی عمومی اگر ساخته نشود از بین می‌رود؛ و اگر رسانه نتواند آن را احیا کند، شبکه‌های اجتماعی آن را باهیجان، خشم وقطبی‌سازی پرخواهند کرد.من ایرانم یک تلاش کوچک اما اصیل است برای این‌که آن میدان از نو ساخته شود؛ با آرامش، با تنوع، با فرم آگاهانه وبااحترام به عقل مخاطب.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها